قبل جنگ گفتیم و بعد آن بگوییم نیز باز
که حل نکنند غربیان مشکل ز ما
که مشکل خود غرب است، گر چشم بی مشکلی
ز بیدادگر چه خواهی که داد کند برپا
لیک بسته است امیدها بر جانب اجنب
بسته است امید که راه کنند پیدا
که هر که دنبال دیگری و پیرو اینستاگرام
نشان شیر کنند مردم گوسفند بالا
آنکه میگفت کمر خم نکرد ایرانی برابر اسلام
خود بر کمر بست ز شوق و رقص پرچم آمریکا
دو بیت از سعدی و فردوسی نداری در سر
از بری همه آلبوم جکسون و متالیکا
ای رها از فکر و عقل، وز دانش تاریخ
اسارت کننده کی کند اسیر را به لطف رها
کانالهای تلگرام بست کانالهای مغز را
بخوان تاریخ تا بینی که داد ما را فنا
در مشروطه قرن قبل دیدی که چطور
مجلس مردم شد به توپ روس امحا
بعد کآمد وزیری صادق چون مصدق
غدر اینگلیس کرد او را هم کله پا
در جایش آوردند محمد بی رضا از مردم
روزگارمان کرد سیاه به فتنه سازمان سیا
بعد آن نیز هر بار حیلهای نو کردند
که تمدن کهن تباه کنند و فرهنگش بر قهقرا
امروز نیز بینی شعار آزادی ما داغ کردهاند
همان آش است و آن کاسه و کرب و بلا
کز راهی دگر دسیسه مشق چوپانی کنند
در شبکههای مجازی تبلیغ با بوق و کرنا
که در ینگه دنیا کسی دارد غصه ما
مملکت امام رضا را دهد نجات رضا
گویند بادی کآید ز غرب آورد طوفان
هم از آن سو آید جمیع مشکلات بر ما
پیشتر به نثر گفتیم امروز به نظم
که تا نظم عقلها شود دگر بار بر جا